آه ای چشم سیاهی که سرآمد هستی
با منِ عاشق بیچاره، چرا بد هستی؟
برسرِ قلب مَنِ خانه خراب از اول
بانی و باعث هرچیز که آمد هستی
دیدنت وسوسه انداخته در خلق خدا
شک ندارم که نظرکرده ی ایزد هستی
مات و مبهوت، زبان همه بند آمده است
بس که توصاحب زیبایی بی حد هستی
توهمانی که پس ازشدت تنهایی و رنج
با تو آرامشی ازعشق، می آید هستی
همه قاعده ها با تو به هم می ریزد
بی جهت نیست که اینگونه زبانزد هستی
درمن و قصه دلدادگی ام شکی نیست
تو هنوزم که هنوز است مردد هستی....
شبانه های بی تو...ما را در سایت شبانه های بی تو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 222