خرید بک لینک
من خداوند غزل های 1 آمیزم
هیچ وقت از تو و عشق تو نمی پرهیزم

شبِ فانوس خیالات خودم را تنها
به در خانه ی پر مهر تو می آویزم

مثل یک کوه غرورم که به پا خاسته ام
ولی افسوس که در باور تو ناچیزم

چون بخاری که به پا خواسته از دریاها
هر شب از قهوه ی چشمان تو بر می خیزم

تو نباشی به خدا سخت ز هم می پاشم
تو نباشی به خدا سخت به هم می ریزم

چون درختی که خزان در تن او افتاده
هر شب از خش خش پاییز خدا لبریزم

دور از لذت چشمان تو تا، کی باید
با دل عاشق بیچاره ی خود بستیزم

برچسب: نویسنده: رها کوهی تاريخ: چهارشنبه 28 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:41

صفحه بندی