
xa0 این روزها نسبت به این عاشق چه بی میلییعنی حواست نیست من می خواهمت خیلی؟ از چشم من این گرگ باران دیده ی بی خوابیک روز از دست تو جاری می شود سیلی وقتی تو می خندی خدا در آسمان پیداستوقتی که غمگینی، پرم از آه و واویلی من از سکون روزهای جمعه فهمیدمحال قطاری که برون افتاده از ریلی حتی اگر درد فراموشی بگیرد کل دنیا رامجنون همیشه یاد خواهد کرد از لیلی من واژه ها را چیده ام یک یک کنار همشاید بفهمی دوست می دارم تو را خیلی... xa0...
ادامه مطلب